تبليغاتX
روی موج FM باشید

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام

سلام؛ من اومدم با كلي حرف

با كلي حرف در مورد خودم و وبلاگم، در مورد راديو جوان

اطلاعيه : در اين پست به دو موضوع كاملا متفاوت اشاره شده است كه از شما خواستارم ، منتظر باشيد رو بطور كامل بخونيد و راجع به اون حتما نطر بديد. چون برام خيلي مهمه. ممنون.

 

منتظر باشيد

خب، چه خبرا؟ خوبيد كه؟خدا رو شكر.

يه هفته اي بود كه نبودم و از اين به بعد هم هفته اي يه بار بيشتر نميتونم بهتون سر بزنم.چيه؟كنكور دارم.ميخوام درس بخونم و ....

از همكارم هم توقع نداشته باشين كه بدون من نميشه.

 

تو اين يه هفته اي كه نبودم، در مورد وب هم كلي فكر كردم. ميخوام يه رنگ تازه بهش بزنم. ميخوام يا امروزيه امروزيش كنم يا برگردونمتون به دوران قديم. همون موقعي كه با قصه هاي راديوميخوابيدي.

اما نميدونم كدومشون رو انتخاب كنم.

نميدونم كدوم رو ميپسندي. راستي ميشه كمكم كني؟ يه راهنمايي كوچولو.

خب،بذار  منم تو رو راهنمايي كنم.  اگه من بخوام امروزي بشم، ميشم يه چيز تو مايه هاي راديو آن لاين"پت و مت". شايد با اون گروه كار كنم. شايد هم خودم يه راديو آن لاين بزنم. چيه؟ چرا ميخندي؟ مگه به مااز اين كارا نيومده؟

اگه هم بخوام دفتر خاطرات راديويي رو باز كنم بايد يه سري قصه و داستان و ... جور كنم و بريزم تو حلق اين وب. آره حق با تويه. ميدونم كار سختيه. اما اگه تو بخواي اشكالي نداره.

به هر حال هر كدوم رو كه دوست داري برام بنويس تا من هم با توجه به اكثريت آرا بهش عمل كنم.

 

پيوست:  مدير وب از همين جا، با صداي بلند و رسا، به استحضار تمامي عزيزاني كه علاقه مند به نويسندگي هستند ميرساندكه اگر اهل نوشتن هستي و عشق نويسندگي داري بيا تو و نوشته ات رو برام بفرست تا اونو به عنوان قصه شب به اسم خودت، در اولين وقت ممكن ببرم رو خط آن لاين.

تصميم با خودت. اگه با نظرم حال كردي و نكردي بايد بياي و برام نظر بدي تا ببينم كجاي كارم ميلنگه و كجاش نميلنگه؟

منتظرم ها. چشم انتظاري بده.

ببخشيد داشت يادم ميرفت. اگه با نوشتن قصه موافقي و  ميخواي برام قصه ات رو بفرستي بگو تا آدرس الكترونيكيم(email) رو بنويسم.

خبر داريد؟! (خبرهای سوخته)

همونطور كه خبر داريد طي چند روز اخير يه سري تغيير و تحولاتي در فضاي دروني و شايد هم بيروني راديو جوان رخ داه كه ما هم همچين بي خبر نيستيم.

1.        عزل و نصب برخي از مديران شبكه در گروههاي مختلف. شرمنده. از ريشه كار بطور كامل اطلاع ندارم .پس نميتونم اطلاعات دروغ بنويسم.

2.       خداحافظي يه سري از برنامه هايي كه كم هم مخاطب ندارن. مثل جووني به وقت فردا.

3.       برپايي مسابقه اي به عنوان جشن سيادت كه در اين مورد بايد بگم تيم هفت شنبه به همراهي آخرشه و سه شنبه هاي خط خطي اين مسابقه رو به مناسبت فرارسيدن ميلاد با سعادت آقاي ولادت و امامت "امام علي(ع)" برگزار ميكنن و طي اون از همه علاقه مندان به سيد و سادات خواسته شده كه هر گونه كار هنري، از قبيل: شعر،مقاله،داستان،نقاشي،طراحي،كارهاي تجسمي و كارهايي رو كه به نظر خودت ميتونه يه كار نو و تازه باشه به آدرس خيابان ولي عصر،خيابان بلال، ساختمان شهداي راديو،صندوق پستي 5747-19395،برنامه هفت شنبه بفرستيد. لازم به ذكر است كه هنگام نوشتن نشاني حتما اين را قيد كنيد كه متعلق به مسابقه جشن سيادت. و نكته ديگر اينكه بنا به گفته كارگردان هفت شنبه به بهترين آثار جوايزي ارزنده تعلق ميگيرد.

4.      با نزديك شدن به ماه مبارك رمضان، مسئولان شبكه، براي برگزاري مسابقه بزرگ تسنيم 2 خود را آماده ميكنند. اگه ميخواي در اين مورد هم اطلاعاتي كسب كني بايد كمي صبر كني تا اطلاعات خودم هم كامل بشه تا برات به طور كامل بنويسم.

 

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 22:6 |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام                                           شبه مسابقه تاریخی

25 تير ماه در راديو جوان چه خبره؟

والله چي بگم؟

يعني چه جوري بگم؟

يعني نميدونم از كجا شروع كنم؟

يعني ، يعني اصلا چيزي نميدونم كه در رابطه باهاش بتونم چيزي بگم؟

 

از دست اين فرشيد منافي.

چيه از طرفداراشي؟‌بهت برخورد؟ آره؟ خب چيه؟ چرا ناراحت ميشي؟ مگه دروغ ميگم؟

يه دو سه روزي ميشه كه هي ميگه" امروز،دوشنبه است 7 روز ديگر تا 25 تير باقي ست. امروز سه

 شنبه است 6 روز ديگر تا 25 تير باقي ست...."

 

حالا قراره تو اين روز چه اتفاقي بيفته!خدا داند و فرشيد خان منافي و مدير شبكه"آقايي گيل آبادي"!

 

 

راستي به نظر تو چه اتفاقي ميتونه تو روز 25 تير ماه 1386 در ساختمان شهداي راديو بيفته؟!

 

تو رو خدا نظر بده. اگه ننويسي و نظر ندي از كار بيكار ميشيم. تورو خدا. سختيش فقظ فشار دادن دو

تا دونه كليد. پس معطل نكن. آستينات رو بزن بالا.

 

به نظر من كه هيچ خبري نيست. اينها تبليغات كاذب رسانه هاست.

 

راديو فقط راديو جوان

 

 

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 0:14 |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

با راديو جوان جواني كنيد...

حال شما چه طوره ؟ خوبيد انشالله؟ خوب خدا روشكر...

ببينم تو اين 17-18 روز ي كه از تابستون گذشته، تو اين گرما شده بي حوصلگي به شما دست بده.اگه اون به شما دست داد شما به اون دست ندينا. اين يه نصيحته.

بچه كه بودم از تولد يه شبكه راديويي جديد باخبر شدم... بذار ببينم...

آره خودشه... شبكه راديويي جوان.5 اسفند 1375

از همون وقت بود كه دعا دعا ميكردم زودتر بزرگ شم تا بهم بگن جوون و من بتونم با بر و بچه هاي شبكه جوان يه گپ و گفتگويي داشته باشم. مدام تو قلبم با خدام حرف ميزدم كه خدايا يه كاري كن من با اين جووناي با معرفت رابطه داشته باشم.

خلاصه اينكه ما هم اومديم و به قولي شديم قاطي مرغا. اما اين بار از نوع راديوييش.

الحق و والانصاف كه سنگ تموم گذاشتن. دمشون گرم. نفسشون حق.

ميدوني چيه؟ تيريپ معرفت و مردونگي رو خوب حاليمون كردن. حالا بعضي جاها يكم دلمون رو لرزوندن ولي خيالي نيست تو رفاقت از اين بحثا پيش مياد. مهم اينه كه تنت سلامت باشه.

آره داشتم ميگفتم. اين بامراما با ما كاري كردن كه همچين صبح كه از خواب پا ميشيم مثل اين تزريقيها ميفتيم دنبال راديو و موج fm.

يعني يه جورايي اند(end)  مهمون نوازي و پذيرايي رو با انگشت سبابه دست راست نقاشي كردن.

خلاصه اينكه حسابي به ما فهموندن كه جوون بايد جووني كنه.

ميدوني ميخوام داد بزنم كه من يه جوون ايرونيم و ميخوام جووني كنم.

 

ببين رفيق از اون جا كه ميدونم اهل حالي.پس يه حالي به مابده. ملتفتي. نظر بده. آهانده. بالاخره افتاد.

راديو جوان

 

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 0:17 |

خداحافظ. ايشالله كه خدا هميشه نگهدارت باشه.

خداحافظ به همه اونايي كه از پنهان شدن فرارين. يه خداحافظ به همه كساييكه از اينكه تو ديد ديگران باشن ميترسن. يه خداحافظ به اون دسته از آدمايي كه از حضور در جمع فرارين. خلاصه اينكه يه خداحافظ به اوناييكه از موندگاري هراسوننن.

داشتم خاطراتم رو مرور ميكردم كه يه دفعه ياد مرحوم عبداللهي افتادم. يهو دلم گرفت. نه براي آقاي ناصر شايد بيشتر براي خودم. آخه ترسيدم اگه بعد از 120 سال افتادم و مردم چه جوري يادي از من باقي بمونه. كه يه دفعه ياد اين شعار شبكه افتادم كه ميگه

تنها صداست كه ميماند.

چيه؟ چرا تعجب ميكني؟ مگه يه دختر خانم نميتونه با صداش از خودش ياد و خاطره اي به جا بذاره؟پس اين همه دوبلور و مجري و بازيگر بيست خانم كه همه شون كارشون عاليه چيكارن؟

ببينم دلت ميخواد بموني؟ براي هميشه موندگار شي و هر وقت ازت چيزي ديدن يا چيزي شنيدن بهت خدابيامرزي بگن؟

پس سعي كن كه هميشه حق رو بگي. هميشه بهترينها رو به زبونت جاري كني. هميشه با حرفات يه دلي رو بدست بياري. كي ميگه حتما بايد مجري و بازيگر و دوبلور بشي؟هان؟ من بهت قول ميدم اگه اين كارايي رو كه بهت گفتم انجام بدي حتما ماندگار ميشي.

پس

سلام. سلام به همه  اونايي كه ميخوان بمونن. سلام به كسايي كه دوست دارن پا بر جا باشن. سلام به آدمايي كه هميشه حق رو ميگن.

روش فكر كن. تو هم ميتوني. فقط تمرين ميخواد و بس.

تابعد. ياعلي.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 0:28 |

زوج جوان راديو جوان در قاب جادويي جاي گرفتند.

مريم جليني و امير منوچهري دو بازيگر تواناي راديو  براي اولين بار در شبكه اول سيما برنامه سيماي خانواده جادو كردند.

 

باور نداري برنامه سيماي خانواده رو ببين.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 12:41 |

 

سلام

چطورين؟خوبين؟آب زرشك بهتون چسبيد يا نه؟ خدايي حال كردي چه آب طالبي بهت دادم؟خنك...تو اين ليوان بزرگا...

چون جوون خوبي بودي و تشكر يادت نرفت حالا تصميم گرفتم يه ساندويچ مهمونت كنم. يه ساندويچ دو نونه. مواظب باش چرا هول كردي؟الان ميگم چيه يه ساندويچ نون و گوجه و خيار با پنير اضافي. بخور نوش جونت. گوشت تنت شه.انشالله...

 

نوبتي هم باشه نوبت

آخرشه

است. حتما اسمش رو شنيدي. همون برنامه اي كه افشين حسين خاني جمعه ها ساعت 6 تا8 اوستاييش رو ميكنه.

 

اين برنامه كه  در موردش ميشه گفت: هفت شنبه عصر ها پخش ميشه و تقريبا همون اكيپ 7 شنبه ميسازنش واقعا آخرشه.

افشين حسين خاني _مرد خاطرات و خطرات_ با ايده هاي نويي وارد راديو شده و با ميكروفون مخفياش حال خيليها رو ميگيره. همين هفته پيش بود كه با توجه به موضوع برنامه به يه مركز خريد و فروش سيم كارت زنگ زد و كلي از خانمش و  دوستاي خانمش مايه  گذاشت. _زنگ زده به خانمx  و ميگه من بخاطر چشم به هم چشمي خانمم و دوستاش مجبورم يه شماره رند رو براي يه روز قرض بگيرم_  آخه يكي نيست به ايشون بگه چرا؟ چرا از خانمتون مايه ميذارين؟ _بله. بله . همين الان همكارم اشاره كرد كه من ازشون ميپرسم. پس مشكل حل شد_

 

تا بعد.ياعلي.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 23:25 |

سلام

از امروز ميخوام دكوراسيون وبم رو تغيير بدم.

9 روزه كه از آغاز فصل تابستون ميگذره، اما من هنوز يه گردگيري اساسي رو در و ديوار وبم انجام ندادم.

به قول قديميا ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است.

 

پس خودت رو براي خوردن يه ليوان  آب زرشك_به قول فرشيدمنافي_ از اين گنده ها آماده كن.

بفرما اين هم يه ليوان آب زرشك با طعم طالبي،  كه جوونا به اسم  شربت سكنجبين ميشناسنش. فقط مواظب باش وقتي ميخوري، لب و لچه ات تابلو نشه كه ديگه از اين چيزا بهت تعارف نميكنم.

هر چي ميخواي بخور، مهمون خودمي.

 

 

و اما حرف امروز:

امروز ميخوام به يه برنامه كه كم هم شنونده نداره،گير بدم. توجه كنيد ببينيد ميگم گير بدم نميگم نقد كنم.

پارازيت پا رازيت

دختر بودن يا پسر بودن مسئله اينست.

چند هفته پيش كه موضوع برنامه شون رو در رابطه با دخترا و پسرا تنظيم كردن، بهشون هيچي نگفتم. گفتم اين هم يه موضوعيه كه تو هر خونه اي راجع بهش صحبت ميشه، اشكال نداره بخشش از بزرگانه و به هر سختي بود ازش گذشتم. اما حالا بعد از چيزي حدود يك ماه دوباره گير دادن به اين دخترا.

نميدونم چرا اين پسرا نميتونن ما دختراي گل و گلاب رو تحمل كنن. ميدوني چيه حسوديشون ميشه. دلشون ميخواد ما دخترا رو كه نسل برتريم  از زندگي ساقط كنن؛ اما كور خوندن.

هر چي هم كه در موردش توي يه  برنامه پر طرفدار بحث كنن باز هم با سر ميخورن به ديوار.

 

 

خيلي خوب ديگه تعريف از خود بسه. بهتره بريم همون يه ليوان آب زرشكمون رو بخوريم.

راستي يادت نره به دوستات هم يه تعارف بزني. هر كي باشه و از هر كجه باشه و با هر جنسيتي باشه (دختر باشه بهتره) يه ليوان  آب زرشك از اون گنده هاش مهمون خودمه.

 

پيوست: نه دخترا جنسيت بهترن نه پسرا. هم دخترا گل ان هم پسرا.

بحثي توش نيست؟ خداحافظ.

 

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 9:18 |

نيما رئيسي مجري خوب راديو، اين روزها با سريال جديدي كه قرار است در ماه مبارك رمضان از شبكه دوم سيما پخش شود، دست و پنجه نرم ميكند.

ميوه ممنوعه به كارگرداني حسن فتحي و بازي هنرمنداني هم چون نيما رئيسي، هانيه توسلي، علي نصيريان و چند تن ديگر از 2 روز پيش كليد خورد.

نيما رئيسي

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 9:16 |

ل...ط...ف...ا... نظر بده.

چند روزيه كه من و همكارم در قسمت روابط عمومي به يه مشكل بزرگ برخورديم و خيلي هم راجع بهش فكر كرديم و خلاصه به اين نتيجه رسيديم كه بايد اين مشكل رو با مديران ديگر وبها و سايتهاي راديويي در ميان بگذاريم و به قول بنفشه رافعي به جوونا اعتماد كنيم.

                    مديران جوان بخوانند...!

و اما مشكل چيه و شما برامون چيكارا ميتونيد بكنيد.

هشنگ بلاگ در تاريخ 31/02/1386 به جمع وبهاي طرفدار راديو و به خصوص راديو جوان پيوست.(البته اگر ما رو بر و بچه هاي جوون راديو جوان و طرفدارهاي گُلش قبول كنند.)

و پس از گذشت 2 ماه و يه كم بيشتر از بازديد به نسبت خوبي برخوردار بوده و از اين بابت شكرگزار خدايمان هستيم. اما مشكل اساسي ما كه به دغدغه اي در امر مديريت وبلاگ تبديل شده است چيزي فراتر اينست:

چه كنيم و چه بنويسيم كه مخاطب ذوق نوشتن و بيان نظرش را در اين امر بيابد؟ آيا به روز رساني و به اطلاع رساندن خبرهاي فوري  يكي از وظايف يك مدير وب رسانه اي نميباشد؟ نميدانم؟

شايد به قول همكارم(خواهرمه) در نوع بيان افراط و يا حتي تفريط كرده باشيم! شايد توان برقراري ارتباط با مخاطب را بلد نيستيم! و يا شايد تمام اينها را داريم اما بخاطر تبليغ كم، كسي به ما سري نميزند!

خلاصه اين كه جوونا بدجوري كمك لازميم؛ اساسي.

اين باره رو به قلب باطريي من رحم كنيد و يه نظر كوچيكي هم كه شده بدين.ببين چه شكلي شدم،دارم از غصه دق ميكنم.

                                                                  

                                                                      اين منم

    

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 23:2 |

كوله پشتي۴از اواسط تير به روي آنتن ميرود.

پس از خبرهايي كه توسط آقاي زاهدي در برنامه آخرشه راجع به كوله پشتي به سمع شنونده ها رسيد- بنا به گفته آقاي حسني در برنامه سه شنبه خط خطي- با توجه به اعتراضات وسيع علاقه مندان كوله پشتي، اين برنامه از اواسط تير به روي آنتن ميرود.

من با گوشهاي خودم از آقاي حسني در رابطه با موضوع كوله 4  اين طور شنيدم:

امسال از نخبه ها خبري نيست.!(آخ جون ديگه از سر كوفتهاي خانواده هم خبري نيست.)و محور موضوعي برنامه بر روي گردونه معضلات اجتماعي و اين جور چيزا ميچرخه.!

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 23:16 |

خاله اقدس، هفته آينده، در برنامه 7شنبه.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 17:17 |

سلام به همه شما عاشقان كوله

ميدونم كه با فرا رسيدن فصل گرم تابستون،منتظرشروع يه برنامه بتركون به اسم كوله پشتي هستيد؛ ولي باور بفرماييد موضوعي كه من به عنوان خبرهاي در گوشي براتون نوشتم راسته راسته.

اگه جمعه اول تيرماه با دقت به برنامه آخرشه گوش ميدادين الان  اين حرفا رو نميزدين.

بيچاره آقاي حسين خاني كه اين همه تو برنامه 7 شنبه به تبليغ برنامه ش ميپردازه اما ...

(براي اطلاع بيشتر شما:آخرشه جمعه ها 6 تا 8 )

به هر حال من اين حرفا رو از طريق ارتباط تلفني كه با آقاي زاهدي گرفته شده نوشتم، قبول كردن يا رد كردن اين مطلب پاي خودت.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 17:17 |

امان، امان، امان از دست اين فرشيد منافي...

هي ميگه بيا زير آفتاب. يكي نيست بهش بگه تو كه خودت يه جاي نرم ولي اين بار سرد نشستي چرا اين قدر خون به دل برو بچه هاي تاكسي رون شهر ميكني؟!

چرا مدام از نوشيدنيهاي خنكي مثل آب زرشك و آب طالبي تعريف ميكني؟! آقاي منافي ما به اندازه كافي با اين همه نوشيدني آشنا هستيم، لطفا اين قدر خون به دل اون كارگر بيچاره اي كه داره براي دو قرون پول تو گرماي جنوب،سر يه ساختمون كار ميكنه نكن.

سر ظهر،از يه سري غذا صحبت ميكنه كه اون دختر گل فروشي سر چهار راه براي خوردنش چه شبايي كه گرسنه سر به بالش ميزاره تا شايد يه شبي بتونه با برادر كوچيكش يه جشن دو نفره بگيرن و با هم خوش بگذرونن.

خلاصه اينكه اين آقاي فرشيد منافي، دل همه رو تركونده؛ هم دل اونايي كه با اسكناسهاي تا نخورده شون دستاشون رو پاك ميكنن. هم دل اونايي رو كه شبا روي كارتن پاره ميخوابن.

این عکس هم تقدیم به همه دوستداران فرشیدمنافی.تصوير سخنان فرشيد منافي

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 17:0 |

خبر اول

يه خبري كه توپ نميتركونش

يه خبر دست اول كه همين الان به گوشم رسيد اينه كه امسال برنامه جذاب كوله پشتي پخش نميشه.

البته اين كتاب قصه براي امسال بسته است و احتمال اينكه سال ديگه بايه كوله پشتي جديد يه كتاب جديد وارد عرصه رسانه تصويري بشه، هست. اگه كوله پشتي رو دوست داري براش دعا كن.

 

 

خبر دوم

بنا به گفته آقاي زاهدي، تهيه كننده مجرب كوله پشتي، شايد،شايد،و باز هم شايد از اوايل پاييز برو بچه هاي فوق العاده رو توي قاب جادويي ببينيم.

 

 

خبر سوم كه هيچ ربطي به فرزاد حسني نداره

براي شبهاي تابستاني شما عزيزان، آقاي زاهدي و همكارانشون، با مجري گري آقاي عليخاني، ازدومين شنبه تير ماه روي آنتن ميان.

+ نوشته شده توسط هشنگ-پشنگ در و ساعت 19:40 |